سلام

 

دنیای امروز من زیباتر از دنیای دیروز نیست ...نه زیبا تر نه روشن تر نه بزرگ تر ...تنها منم که این جا

زیباتر وروشن تر وبزرگ تر از دیروز به تو می اندیشم ...حتی پدرم نمیداند درعاشقی با  تو دلم لرزیده است

واندیشه ام جا مانده و زندگی مرا نبودن هایت پر کرده و دست هایم از خواهش بودنت آویزان است . به یادت

مانده قرار گذاشتیم دعا بخوانی  ...جانم در هوایت پر دعایت در یک قدمی مانده به من ایستاد ...دریا  چه

نقاشی قشنگی بین من و تو شد ...