مرد در را نبست ... برگشت ...فریاد زد دوستت دارم .
زن زیبا نامه های عاشقانه اش را از دیوار آویزان می کند.
دختر در را باز کرد
و
پیر مرد به احترام نگاه معصومش دعا می خواند .
دیگر چه میخواهی
زندگی آسان شده است
و
دست ما به دامن تو رسیده است .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۲۵ ساعت ۷:۵۴ ق.ظ توسط آرزو
|
نیچه به درستی میگوید :((آنکه دوست را خواهان است باید در راهش جنگ برپا کردن را نیز بخواهد وبرای بر پا کردن جنگ باید توان دشمنی داشت .می باید دشمنی را که در دوست نیز هست پاس داشت .بهترین دشمن را در دوست می باید داشت .آنگاه که با او به ستیز بر می خیزی دلت می باید از همیشه به او نزدیک تر باشد .))